فرع فدای اصل ، تحلیل جامعه شناختی فرسودگی مردان در اقتصادِ بقا
فشار نقش ،وقتی انتظارات از توان انسان فراتر میرود.در جامعهشناسی فشار نقش زمانی رخ میدهد که انتظارات اجتماعی از یک نقش، بیش از ظرفیت واقعی فرد باشد. در فرهنگ ایرانی، نقش نانآور بودن برای مردان نهتنها یک وظیفه اقتصادی، بلکه یک انتظار فرهنگی و هویتی است. اما در شرایط امروز، این نقش با واقعیت اقتصادی هم خوان نیست، افزایش هزینههای زندگی، بیثباتی درآمد، کاهش امنیت شغلی، تورم مزمن این شکاف میان انتظار و توان، مردان را در معرض فرسودگی ساختاری قرار میدهد
بحران منزلت تهدید هویت مردانه
بحران منزلت زمانی رخ میدهد که فرد نمیتواند منزلت اجتماعی خود را حفظ کند. در جامعه امروز، منزلت مردانه با تکیهگاه بودن تعریف شده، اما ساختار اقتصادی این منزلت را تهدید میکند. نتیجه چیست؟ احساس فروپاشی آرام، نه به دلیل ضعف فردی، بلکه به دلیل تهدید هویت اجتماعی. شرم اجتماعی، محصول ناکامی ساختاری، شرم امروز مردان، شرم شخصی نیست، شرم ساختاری است. جامعه از مردان انتظار دارد تأمینکننده باشند، اما ساختار اقتصادی امکان تأمین را محدود کرده. این تضاد، شرمی تولید میکند که ریشه در ساختار دارد، نه در شخصیت. شرمی که باعث میشود مردان در سکوت بارها بمیرند و زنده شوند تا نقش اجتماعیشان فرو نریزد.
تضاد نقش و واقعیت مردان
مردان امروز در سکوت فرو میریزند، چون نمیتوانند تضاد میان نقش اجتماعی و توان واقعی را حل کنند. این فروپاشی، یک پدیده جامعهشناختی است که در دورههای بحران اقتصادی در بسیاری از جوامع دیده میشود. فروپاشی که دیده نمیشود، اما پیامدهایش در خانواده، روابط، سلامت روان و جامعه قابل مشاهده است. بازخوانی تفکر حسین پناهی فیالقدمه فدای مقدمه، این جمله یک نقد ساختاری است وقتی حاشیههای زندگی هزینهها، توقعات، فشارها اصل زندگی را میبلعند، انسان از زیستن، واقعی دور میشود. روزگاری که انسانها برای زنده ماندن، از زندگی کردن بازمیمانند.
شرمندگی مردانه، حلقه پنهان فروپاشی خاموش خانواده در ایران
تحلیلهای جامعهشناختی نشان میدهد آنچه امروز بهعنوان بحران خانواده شناخته میشود، نتیجه یک روند کوتاه مدت یا یک عامل منفرد نیست ،بلکه حاصل انباشت تاریخی مجموعهای از نقشگذاریها، انتظارات فرهنگی و فشارهای ساختاری است که طی چند دهه بر مردان تحمیل شده و اکنون به نقطه انفجار رسیده است
چگونه به این نقطه رسیدهایم؟
این موضوع نیازمند بررسی ابعاد چند وجهی موضوع وارزیابی روند تاریخی تغییرات اقتصادی است که نقش تأمینکننده را تضعیف کرد، تغییرات فرهنگی که اقتدار مردانه را به چالش کشید، رسانهها و شبکههای اجتماعی که مقایسههای دائمی و انتظارات غیرواقعی ایجاد کردند و نبود سازوکارهای حمایتی که مردان را در برابر فشارها بیدفاع گذاشت. نتیجه این روندها، شکاف میان انتظار اجتماعی از مرد و امکان واقعی ایفای نقش است .شکافی که هر روز عمیقتر میشود و خانواده را در معرض فرسایش قرار میدهد.
زنان و کودکان زباله گرد در زباله های قطب اقتصادی ایران






ثبت دیدگاه